همه ی تقصیرهای من
می دانی همه ی تقصیرهای من چیست؟!
شاید گذشتن از خود؛شاید تحمل تنهایی؛شاید خواب ماندن در رؤیا؛شاید عشق به دریا؛شاید عشق به نی از اعماق نای؛شاید سلام به پرنده ی رهگذر؛شاید درود به پروانه ای بی مادر؛شاید خیال اشک؛شاید سکوت و درد؛شاید مرور خاطره ها؛ و....شاید اندوه همه ی نامه ها...
می دانی همه ی تقصیرهای من چیست؟!
اصلاً هیچ می دانی که چنان عاشق شده ام که عشق را مجالی نیست؟! هیچ می دانی چنان سرگشته شده ام که درد را خیالی نیست؟! هیچ می دانی عجیب دلبسته شده ام که زخم را ملالی نیست؟!
هیچ می دانی شالت را به دلم گره زده ام از ترس فراموشی ات؟
هیچ می دانی عطرم را به تو داده ام از هراس هم آغوشی ات؟
اصلاً همه ی تقصیرهای من این است که گریستن را با تو آموختم و لبخند را بر دهانم دوختم...
و تقصیر من بود که عاشقت شدم.
با این همه می دانم که تقصیر من بود تنهایی تو و نمی دانم چگونه سالهای پس از تو بی تو تنها بمانم و فقط با یاد تو...
می دانی همه تقصیرهای من چیست؟!
چه بسا همه ی نامه های دلتنگی و عاشقانه های سرگشتگی
و شاید سکوتی که هیچ گاه نخواهد شکست...
چقدر درد داشت ، تقصیر های عاشقانه
ولی میدانم هیچ عاشقی مقصر نیست ، چون هر آهوی به دام می افتد .
موفق باشی مقصر عاشق :)