همسفر اَمنِ من
شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ
همسفرِ اَمنِ من. گر که می بودم. گر که میبودی. از فرصت این همدلی، خاطره ای میساختیم به شادی و شکوفایی طبیعت در بهار. همراه میشدیم باهم سفری کوتاه را به گوشه پاییز زده ای پر از رنگ و نوربازی. گرمی دلهایمان در کنار هم هزاران جشن عروسی بود و دستانمان عطرافشان یکی شدن. خنده هایمان نه بلند که آرام و از سر رضایت ِ بودنمان در کنار هم قندی بود که سرخوشمان میکرد. به راستی که زیباتر از عشق نشناختم.
۹۴/۰۸/۳۰
به راستی که جمله ی زیبایی بود .
دست نوشته خواندنی بود ، بخاطر زیبایش میگویم ...