یاد ما کن
جمعه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۴۹ ب.ظ
دﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻧﻘﻀﺎﯼ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﻢ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ. ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ. ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ ﺻﺪﺍﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻧﺸﻨﯿﺪﻡ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ. ﺍﮔﺮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ . ﺍﮔﺮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ. ﺍﮔﺮ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻼﻣﯽ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺖ را ﺭﻧﺠاند. ﺍﮔﺮ ﻧﺒﻮﺩﻡ ؛ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ می باید ﺣﻀﻮﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ .ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺪﯾﺪﻥ ﻫﺎﯾﻢ ...ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﻢ و ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻫﺎﯾﻢ .. روزهای پایانی سال برایت سبزباد.
۹۴/۱۲/۲۸
در خلوت خــــــاموش من ، یاد تو نجوا می کند
در ظلمت سرد شبم ، صد شعله بر پا می کند
در لحظه های بی کسی ، در کوچه های اضطراب
یاد تــــو ، این همـــزاد مــن ، با من مدارا می کند
با این همه بیگانگی در غربتی این گونه تلخ
یاد تو ، این پیمانه را ، بر من گوارا می کند
در این فضای غمزده ، در این غروب پر ملال
این آشنای مهربان ، بغض مـــرا وا می کند
من بی تو با یاد توا م ، هر جا که هستم با منی
هر شعر من نام تورا ، در خویش نجـــوا می کند
ای شهرزاد شهر شب ، شب خوش ، چه می داند کسی
کاین صحنه ساز کور و کر ، فــــــــــــــردا چه با ما می کند
احمد بدیعی