سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۰۰ ق.ظ

دلی نمانده
دگر بهر سوختن،ای دوست
و مرغ فصل
خزان گشته بی وطن ای دوست
کجاست آن پَرِ
پرواز؟ ببین مرا به قفس
به بال و حال
شکسته به جُرم من،ای دوست
کشیده سر به
فلک نی نوای نای دلت؟
به بینوایی ما
،از نو نی نوا ،ای دوست
۱
۰
۹۴/۱۰/۰۱
فرهاد