کافه 54

دال...پایان نام کوچک من وآغاز دریاست...اکنون که پایان من آغاز دریاست،بر ساحل تن خسته ام قدم بزن

کافه 54

دال...پایان نام کوچک من وآغاز دریاست...اکنون که پایان من آغاز دریاست،بر ساحل تن خسته ام قدم بزن

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۱۷۳ مطلب با موضوع «کافه ترانه» ثبت شده است


می دانی همه ی تقصیرهای من چیست؟!

شاید گذشتن از خود؛شاید تحمل تنهایی؛شاید خواب ماندن در رؤیا؛شاید عشق به دریا؛شاید عشق به نی از اعماق نای؛شاید سلام به پرنده ی رهگذر؛شاید درود به پروانه ای بی مادر؛شاید خیال اشک؛شاید سکوت و درد؛شاید مرور خاطره ها؛ و....شاید اندوه همه ی نامه ها...

می دانی همه ی تقصیرهای من چیست؟!

اصلاً هیچ می دانی که چنان عاشق شده ام که عشق را مجالی نیست؟! هیچ می دانی چنان سرگشته شده ام که درد را خیالی نیست؟! هیچ می دانی عجیب دلبسته شده ام که زخم را ملالی نیست؟!

هیچ می دانی شالت را به دلم گره زده ام از ترس فراموشی ات؟

هیچ می دانی عطرم را به تو داده ام از هراس هم آغوشی ات؟

اصلاً همه ی تقصیرهای من این است که گریستن را با تو آموختم و لبخند را بر دهانم دوختم...

و تقصیر من بود که عاشقت شدم.

با این همه می دانم که تقصیر من بود تنهایی تو و نمی دانم چگونه سالهای پس از تو بی تو تنها بمانم و فقط با یاد تو...

می دانی همه تقصیرهای من چیست؟!

چه بسا همه ی نامه های دلتنگی و عاشقانه های سرگشتگی

و شاید سکوتی که هیچ گاه نخواهد شکست...

قبول کن

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۲:۱۵
فرهاد


 

داری می ری از پیشم اِنقده دست به دست نکن

من که آروم نمی شم کفشاتو هی عوض نکن

تو که آخرش می خوای از دل من رد شی بری

برو اما زود بیا ! مَردِتو بی نفس نکن

من از اول می دونستم که تو تنهام می ذاری

که عروسکم واسه وقتی کسی رو نداری

یا که این رابطمون حساب کتابی نداره

آخرش جداییه ، هیچ جا تلاقی نداره

داری می ری صفحه ی زندگیمون بسته می شه

آرزوهای منم به قصه وابسته می شه

من دیگه جونی ندارم که ازم پس بگیری

فکر نکن زنده می مونم تا به بازیم بگیری

داری می ری از پیشم فاصله هاتو کم نکن

کفشاتو بپوش برو وقتتو هی تلف نکن...

 

تنهایی با صدای احسان خواجه امیری

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۴ ، ۱۶:۵۳
فرهاد


 

نشد که لحظه ای ، بغل کنم تو رو

نشد نشد نشد ، بیا بیا نرو

اراده داشتم نمی گذاشتم

که بی هوا بری تو رو که داشتم

و عادتت بدم به عشق بند شی

به چشم خیس من علاقه مند شی

نشد که از دلم جدا کنم تو رو

نشد نشد گلم ، بیا بیا نرو

نشد که یکدفه صدا کنم تو رو

تمام عمر من ، بیا بیا نرو

 

***********************************

قدیما هر کسی که شعر می سرود

ترسِ نبودنا توو شعر اون نبود

هوای شعر من حالا چه ابریه

موندنو عاشقی دیگه چه کاریه؟!

تا اینکه یک روزی بازم ببینمت

توی خیال خود ، ادامه می دمت

نشد که از خودم جدا کنم تو رو

نشد نشد گلم ، بیا بیا نرو

نشد که بی هوا بغل کنم تو رو

تمام عشق من ، بیا بیا نرو

 

***********************************

تو داری از خودت فرار می کنی

داری با عشقمون چیکار می کنی؟!

نرو نرو بیا به رسم یادگار

یه بار دستتو توو دست من بذار

نرو  نرو بیا به رسم یادگار

یه بار دستتو توو دست من بذار

 

ترانه به "رسم یادگار" با صدای محسن چاوشی

 

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۹۴ ، ۱۲:۳۰
فرهاد

 

 

امروز شاید مانند تمام روزها بود.اما با این تفاوت که من آنقدر بی تاب بودم که پرستوی جانم هر دم خود را در نبودت به قفس میزد و تو نبودی و تنها یاد تو بود.

امروز شاید مانند تمام روزها بود.اما با این تفاوت که تو نبودی و فقط یاد تو گوشه چشمانم را درید و سرازیر شد.تو نبودی و من می دانستم که اگر هم بودی تنها یادت بود و نه خودت.

منتظر آمدنت ماندم.نیامدی...دستانم خالیست؛دلم پُر

چقدر دوست داشتم که سکوت را می شکستی و برایم می گفتی از آنچه بر تو گذشت و من از آنچه بر من.دیگر طاقت نیاوردم.مجبور شدم سکوت را بشکنم و از تو سوال کنم.اما تو نبودی و فقط یادت پاسخم را داد.

لرزیدم و تلخ خندیدم...

امروز شاید مانند تمام روزها بود.با این تفاوت که...

چاره ای نداشتم جز اینکه به یاد تو نامه ای بنویسم.هر چند خلاصه.

جوابش را هم ندهی به یاد تو خواهم بود.

به یاد تو

 

ترانه ی "یاد تو می افتم" با صدای فریدون اسرایی

 

۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۲
فرهاد

بأبی أنت و اُمـی و همه اجـدادم

..... تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتـادم ..؟

 

 


 

یکی گفت:نمی ری کربلا؟!

یکی گفت:ثبت نام پیاده روی اربعین که شروع شد گفتم الانه که بری دنبالش.

...

نه قصد دارم شاعرانه و لفظ قلم بگم و نه مقدمه بچینم.ساده بگم.نمیدونم چی شد که یه دفه گفتن بیا برو !

شاید...ولش کن.گیجم.دلم شکسته.غصه دارم.اشکم دم مشکمه.من کیم؟عددی نبودم که...

میگم آخه الان وضع مالیم مناسب نیست.نه پول بلیط دارم و نه پول سفر.میگه تو بیا بقیش با ما...عجبا.عجبا.عجبا !!!!!

نمیدونم.واقعاً نمیدونم.شاید هم دعای کسی بوده برام...

سه شنبه عازم نجفم.از اونجا کاظمین.بعدشم کربلا و دوباره نجف.علاوه برخودم برای همتون حتماً دعا میکنم.برای همه و همه.از طرفتون زیارت میکنمو نماز میخونم.اینو قول میدم.البته به شرط حیات.به یاد همه ی دوستان خواهم بود.اگه برگشتم که باز می بینمتون.اگرم برنگشتم نمیگم حلالم کنید.فقط میگم: "خدایا یاری ام کن هر آنچه شکستم دل نباشد". 

اینجا هیچ وقت تعطیل نیست.به امید دیدار.

ترانه "عطر بهشت" با صدای پویا بیاتی

۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۸
فرهاد


عجب روزگاری عجب قصه ای

دارم زیر بارون قدم می زنم

عذابم شده لحظه ی رفتنت

چشامو به اشکم رقم می زنم

 

محاله که از یادِ من پاک شی

چراغای شب شاهدای منند

سفر بی خطر نیست،آروم برو

بدون پشت پاهات چشای منند

 

چه آهی کشیدم دمِ رفتنت

دلم افتاده زیر پاهات،ببین

توی آینه هم نگاهی بکن

خدا ، حافظت باشه ای نازنین

 

توی کوچه ی بی عبور و غریب

منو خاطرات تو تنها می شیم

همش خیره می شم به روزایی که

منو تو با هم،یکدفه ما می شیم

 

مث دوره گردا شده زندگیم

شبای تابستونیمم برفیه

نگو بی خیالِ خیالت بشم

عزیزم نگو؛این چه جور حرفیه؟!

 

نمی دونم اصلاً چه جوری بگم

نمی شه بدون تو من سر کنم

ولی عمق این فاصله هامونو

باید هر جوری هست باور کنم

 

چهل سالگی خیلی اَم دور نیست

بخوای ، پیش تو مثل بچه می شم

نمی شه جوون شد ولی با تو من

همون قصه ای که محاله می شم

 

سفر رفتیو بی قرار تواَم

از این رفتنت بدجوری دلخورم

می خواستم بگم بی من هیچ جا نرو

ولی دائماً حرفامو می خورم

 

شاید دیره اما بدون قلب من

به یک خاطره از نگاهت خوشه

قلم می زنم شعر می گم برات

آخه بی محلیت منو می کشه

 

عجب روزگاری عجب قصه ای

خداجون نبین پشت پا می خورم

زمینو زمانو به هم می زنی

زمانی که بی تو زمین می خورم

 

ترانه ی  "منو بارون"   با صدای رضا صادقی و بابک جهانبخش

 

۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۳۷
فرهاد


بزن بارون که این دل بی قراره

دل دیوونه اُم دلتنگ یاره

بزن بارون که چشمام خیسِ خیسه

بزن تا آبروم هیچ وقت نریزه

ببار و ابر دلتنگو ببارون

چشام رو کُن مث اون رود کارون

بزن بارون بزن،دل غرق خونه

یکی داره " بزن بارون " می خونه

ببار؛ یارُم از این طوفان نترسه

یه وقت چشماش پی هیچ کس نلرزه

بزن بارون ، از این بهتر نمی شه

اگر چه حال من اینه همیشه

 

بزن بارون با صدای حمید عسگری

 

ببار ای بارون با صدای استاد شجریان

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۲۶
فرهاد


گر قلب تو لرزید ، دلم از کمر افتاد

تیری که زدی بر دل خونین جگر افتاد

وصلی که در آن ناحیه از منطق ما بود

با قهر نگاه تو ز بال و پرم افتاد

با هرکه توانسته کنار آمده دنیا

نوبت که به ما شد به سره ناسره افتاد

پشت سر تو حرف بدی نیست ! من هستم

صدبار به من قرعه ی بی همسفر افتاد

۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۲۰
فرهاد
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۴ ، ۰۱:۰۰
فرهاد

 

 

گفت:این لحظه های داغ نمیگذره! تک تک دقایق و ثانیه ها مث یه فیلم قدیمی جلو چشام رژه میرن؛صداتو مرور می کنم،قیافه میسازم واست و سناریو می نویسم.در مورد لحظه هایی که الان هر جای اون شهر هستی.به لحظه هایی که من توش هیچ نقشی ندارم و هر بار با رسیدن به این افکار می زنم توو صورت خودم که بیدار شو از خواب و ببین کجایی!

گفت:نمی خوام از این خونه برم.اینجا پر از لحظه هاییه که با تو گذروندم.خندیدنامون به دور از همه ی واقعیتها؛گریه های من؛دلتنگیام؛نمی بینی؟! هیچ کدوم از لحظه های بی تو بودنم و اینجا ...

افتادم توو قصه ای که می پرستمش و منتظرش بودم؛اما حالا تنها موندنم توو این قصه داره حنجرمو متلاشی می کنه!

گفت:به عشق فکر می کنم.به فداکاری.به حل شدن توو چیزی و احساسی که توی زندگیم دل خوش کرده.هر لحظه منتظرم که صدای گوشیم بلند شه و صدام کنه.یه صدای آشنا...من چِم شده؟! یاد وقتی می افتم که گفتی هیچ چی نمیتونه ما رو از هم جدا کنه!یه روز دیگه هم میگذره...میرسم به پس فردا؟!...به این جملت فکر می کنم و میشم شاهزاده پریون.میشم پری قصه ها...

گفت:این احساس منه؛شخصیتم؛دنیام؛ با همه ی این سرمایه هام با تو تا اینجا اومدم  و می ترسم از روزی که اینا به باد فراموشی سپرده شه و من بمونم و خودم!

گفت:به صدای نازنینت فکر می کنم و عشق و صداقتی که توو اون لحظه منو از همه چیز می کَنه و تنها و تنها وصلم می کنه به تو.یه روز می بینمت و میبینم که چه ساده به تو تکیه کردم.

اینا رو اون بهم گفت...

دروغ گفت!دروغ گفت!

پخش آنلاین و دانلود ترانه با صدای رضا صادقی

۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۴ ، ۱۱:۵۰
فرهاد